مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )

817

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )

پيشتر ايمان نياورده ، ايمانش سودى ندهد » ( 6 : 158 ) به قيام مهدى تأويل مىكنند و ايشان را در اين باره شعرهاى بسيار است ، و اساطيرى دور و از جمله سخن دعبل : اگر نباشد آن كس كه ما فردا انتظارش را داريم / [ 1 ] حسرتها جان مرا نابود مىكنند / بيرون آمدن پيشوايى كه ناگزير بيرون خواهد آمد / و به نام خدا و بركات او قيام خواهد كرد / اگر خداوند مرا بدان روزگار نزديك كند / و عمر و زندگانى مرا درازى دهد / آسوده خاطر خواهم شد و در دلم هيچ سوگى نخواهد ماند / و از خون ايشان نيزه‌ها و تيرهاى خود را آبيارى خواهم كرد . از جملهء ايشان گروه قطعيّه‌اند كه امامت را با مرگ موسى بن جعفر قطع كردند و براى على بن موسى اثبات كردند و قطعيّه خوانده شدند [ 2 ] . و از جملهء ايشان گروه واقفيّه‌اند كه با مرگ موسى بن جعفر توقف كردند و گفتند او نمرده و قائم است . و از جملهء ايشان گروه كرنبيّه‌اند كه ياران ابن كرنب ضرير [ 3 ] ند كه معتقد بود امام پس از على ، حسن است و پس از او محمد بن حنفيه و معتقد بود كه محمد نمرده و نخواهد مرد تا زمين را از عدل و داد پر كند همان گونه كه از بيداد و ستم پر شده باشد . و بدين روايت استدلال كرده كه : « اگر از عمر جهان جز يك عصر باقى نمانده باشد ، باز هم خداوند مردى از خاندان مرا ، كه همنام من است ، برخواهد انگيخت تا زمين را از دادگرى سرشار كند ، هم از آن گونه كه از بيداد پر شده باشد [ 4 ] . » و گويند او در كوه رضوى ميان [ دو ] شير مقيم است [ 5 ] و گويند كه وى هنگام بيرون شدن خويش را خبر خواهد داد . روزى او هر بامداد و شامگاه نزدش فرستاده مىشود و بعضى گويند بودن ميان [ دو ] شير [ در كوه رضوى ] عقوبتى است براى او ، چرا كه وى متمايل به عبد الملك بن مروان شد

--> [ 1 ] از قصيدهء مفصل اوست كه دكتر محمد يوسف نجم از متون پراكنده مجموعهء آن را در ديوان وى گرد آورده و روايات آن را با هم تطبيق كرده . براى تمام شعر به ديوان دعبل ، چاپ بيروت 1962 ، ص 35 ، رجوع شود ، ما در ترجمهء بعضى مصراعها ضبط ديوان را برگزيديم . [ 2 ] رجوع شود به مقالات الاسلاميين اشعرى ، ج 1 ، ص 17 و فرق الشيعه ، ص 67 . قطع در اينجا به معنى يقين در مقابل شك است . [ 3 ] در بعضى ضبطها ابن كريب و ابى كرب آمده . رجوع شود به مقالات الاسلاميين ، ج 1 ، ص 19 . [ 4 ] اين روايت را به صور مختلف ، اهل حديث ، در باب فتن و اشراط ساعه ، نقل كرده‌اند . همچنين رجوع شود به سفينة البحار قمى ، ج 2 ، ص 700 به بعد در روايات مهدى . [ 5 ] ميان شيرى كه در سمت راست اوست و پلنگى كه در سمت چپ اوست ، مقالات الاسلاميين ، ج 1 ، ص 19 .